السيد محمد حسين الطهراني
45
رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى)
بوستان انسانيّت ، و معطّرترين گل از گلستان بشريّت است . زنهائى كه بجاى بچّه دارى و تكثير اين نوباوهء ريحان آدمى ، اين عمل سالم و نيكو را ترك ميكنند ، و به دنبال كارهاى خارج از منزل ميروند ، چقدر از قافله تقدّم و پيشرفت عقب افتاده اند ! آنها هر كارى بكنند و به هر مقام و شغلى دست بزنند ، و هر گونه هنر و فنّى را بياموزند ، بطوريكه فرضاً سراسر اطاقشان را از تابلوهاى دكترى و مهندسى و سائر فنون زينت دهند ، و تا پايان عمرشان هم اگر تلاش كنند ، و حقّاً و واقعاً نيّتشان خوب باشد ، و در صدد خدمت به اجتماع بوده باشند ، همهء اينها به قدر يك بچّه زائيدن و شير دادن و آن را بزرگ كردن و تربيت نمودن و به جامعه تحويل دادن ارزش ندارد . « 1 » به دو دليل : اوّل آنكه : اين خانمى كه سراسر اطاقش را از ديپلمها و ليسانسها و دكتراها پر كرده است ، و در هر مقام و پست كه شاغل شده است ، صد برابر آن هم اگر فرضاً برآن افزوده گردد ، چنانچه به او بگويند : تو حاضرى اين فرزندت را بدهى و مقامات و گواهى نامههايت محفوظ باشد ؟ ! و يا آنها را فداى اين فرزند ميكنى ؟ ! فوراً ميگويد : فدا ميكنم ! فرزند ، براى من ارزشش بيشتر است . پس اى خانمى كه به يك فرزند و يا دو فرزند اكتفا كردهاى و خودت را سرگرم كارهاى ديگر نمودهاى ! بدان كه : آن فرزندهاى احتمالى كه در صورت فرض زائيدن به وجود مىآمدند و اينك نيامدهاند ، همانند همين فرزند تو مىباشند . همهء آنها را از دست دادهاى ! و به فوز عظيم نرسيدهاى ! و آن فرزندهاى لطيف و شيرين را فداى اين مشاغل و در حقيقت شواغل
--> ( 1 ) چه خوب يك خانم ادارى ميگفت : اين جامعه ، ما را از پرستارى و تربيت فرزندانمان در خانه بريده است و به پرستارى فرزندان مردم مشغول كرده است .